السيد عبد الحسين الطيب

169

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

باشد ، و تعقيب و تسبيح فاطمه ( ع ) و غير اينها كه يك كتاب مفصل ميخواهد كه در اطراف آن نوشته شود ، و بقدرى اهميت دارد كه از احدى در هيچ حالى ساقط نميشود ( الصلاة لا تسقط به حال ) حتى غريق و حريق و مهدوم عليه و مريض و لو مرض سخت باشد . [ سوره العلق ( 96 ) : آيات 11 تا 12 ] أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى ( 11 ) أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى ( 12 ) يعنى آن عبدى كه نماز ميگذارد و او را نهى مىكند آن انسان طاغى از نماز آيا مىبينى آن عبد نمازگزار بر طريق هدايت باشد يا آمر بتقوى باشد . هدايت مقابل ضلالت است و آن صراط مستقيم است كه در عقائد معتقد بجميع عقائد حقه باشد بدون شك و ريبى و انكار ضرورى و بدعتى كه ايمان كامل باشد و در اخلاق متخلق بجميع اخلاق حميده و متصف بجميع صفات حسنه و ملكات فاضله ، و در اعمال بعبادت و بندگى او كوتاهى نداشته باشد بعلاوه آمر بتقوى باشد چه تقوى از عقائد فاسده از شرك و كفر و ضلالت و چه از صفات خبيثه و ملكات رذيله ، و چه تقواى از معاصى الهيه و از ترك فرائض شرعيه كه مراتب تقوى را مكرر بيان كرده‌ايم كه فرد اجلى او وجود مقدس حضرت رسالت بود كه چون قيام به نماز ميكرد اين مشركين بخصوص ابو جهل كه گفتند شأن نزول اين آيات در مورد او بوده ميآمدند و مزاحمت و ممانعت ميكردند و تقليد او را در ميآوردند و او را مسخره و استهزاء ميكردند و امير المؤمنين را ضربت در حال نماز بر فرق مباركش ميزدند ، و ابى عبد اللَّه را در حال نماز تير باران ميكردند بلكه در گودال قتلگاه در حال نماز شمشير و نيزه و چوب و سنگ ميزدند ( فرقة بالسيوف و فرقة بالرماح و فرقة بالاخشاب و الحجارة ) و مثل حضرت كاظم را در حال نماز گرفتند و بردند و اسير كردند تا اينكه حضرتش را زير غل و زنجير و حبس تاريك بزهر جفا شهيد كردند . و امروز علماء و مؤمنين را به نماز و مسجد و عبادت مسخره ميكنند و تقليد آنها را در مى آورند و آنها را امّل و كهنه پرست ميشمارند باشد تا بجزاى خود برسند . [ سوره العلق ( 96 ) : آيه 13 ] أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى ( 13 ) آيا مشاهده ميكنى اينكه تكذيب مىكند و اعراض مىكند . كه حضرت رسالت